اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1841
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ص 108 ، س 26 : لا تمنعوا العلم . . . دانش را از اهل آن دريغ نداريد كه بر دانش ستم كنيد ؛ و آن را به غير اهل ندهيد كه بر ايشان ستم كنيد . ص 108 ، س 29 : هاتوا اسرار الصادقين . . . از دل راستان آگاهم سازيد تا وصف ايشان شما را بگويم . ص 109 ، س 3 : يا ابا بكر نحن . . . اى ابو بكر ، ما اين دانش را نوشتيم نوشتنى ، و سپس در سردابها دربارهء آن گفتگو كرديم ، و تو آمدى قرآن را در برابر خلايق آشكار كردى . خدايت بركت ندهاد ! ص 110 ، س 3 : يا ابا بكر اكرمناه . . . اى ابو بكر ، ما او را به رازى از رازهاى خود گرامى داشتيم و او آن را براى ديگران آشكار ساخت ، پس بر او آن فرود آورديم كه مىبينى . ص 112 ، س 6 : ان الله لا يقبض . . . خداوند بدينگونه دامن دانش را برنمىچيند كه آن را از دست مردم بركند ، بلكه دانش را با ميراندن دانشمندان از ميان برمىدارد و در اين هنگام مردم سرورانى نادان برمىگزينند كه پرسيده مىشوند ، و از روى نادانى پاسخ مىگويند و گمراه مىشوند و گمراه مىكنند . ص 112 ، س 19 : نعوذ بالله . . . پناه به خدا مىبريم از خوار كردن خدا كسى را . ص 113 ، س 8 : لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ . . . داراييهاى خود را ميان خود به نادرست نخوريد مگر اينكه بازرگانى و با خشنودى شما باشد . ص 113 ، س 11 : فاذا قضيت . . . چون نماز گزارده آمد بپراگنيد و برويد در زمين و روزى خدا بجوييد . ص 113 ، س 18 : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . . اى مردم ، آيا شما را راهنمايم بر بازرگانيى كه شما را از شكنجهء دردناك برهاند ؟ به خداى و پيامبر او باور بياوريد و در راه خدا پيكار كنيد .